مدام خورشید بیچاره را دور میزدی
گفته بودم این دنیا عوض دارد... نگفتم؟
ماه را ببین... هر روز دورت میزند
و تو حتی نمیتوانی لحظه ای اعتراض کنی
مگر جز این است که میگویند
از هر دست بدهی از همان دست پس میگیری؟
نکند تو از دستهای دیگری رفتی نه من
که سالهاست به دستهایم خیره شده ام
و هنوز تو را پس نگرفتم
آهای دنیا با توام...
گفته باشم به من برمیخورد
مگر من چلاقم که با من راه نمی آیی؟ ![]()
برچسب:
نویسنده: mehran